مانی وخاله مهتاب
سلام آلو قندی مامان بالاخره مانی اینا با کلی اصرار ما اومدن به دیدنمون آخه دلم واسه مامانم تنگ شده بود ....آقا جون هم اجازه نمی داد که بیان به همین خاطر من و بابا کلی اصرار کردیم که بالاخره اومدن گفته بودم که مانی و خاله شهلا جون وآقا جون از مشهد واست سوغاتی آوردن اینارو آقا جون واست گرفته...... خیلی آهنگش و حرکتاشو دوس می داری مامانم.... تابو نگه داشتی که عروسک نازت نیوفته؟؟؟؟؟؟؟ آیلی ....... ...










