عشقم....خارج از کنترل
عزیز مامان
دیروز بود که بعد نهار من مشغول شستن ظرفا نهار بودم .....شما هم پیش بابا جون بودی...
بابا با من حرف می زد برگشتم که جوابشو بدم.....که طی 4 ثانیه گلدون رو کج کردی ....با داد و فریاد من
سرعت عملت بیشتر شد.... و می خواستی گلها رو از ریش در آری.....
و همون صبح دیروز..... کشفای دیگه ای هم کردی خانمی!!!!.....مامان جون به سمت ......کتابخونه .....میز.....تلویزیون و.... حمله ور میشی
اینجا کجاس؟؟؟؟؟؟؟؟؟

هان تلویزیون نگاه می کنی ...اووووو

ای کلک....واسه هدیه عمو اینا نقشه کشیدی.....نشکونی مامانم

دیگه نگاه نکن ....عمرا اگه دیگه پایین بیارمش......


بخور......میزو بخور .....
اخیه جیگرم خفتیده

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


عشقم....خارج از کنترل
