آیلاآیلا، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 26 روز سن داره

آیلا خانم

25 آذر نود دو.................آیلی نازمون ...ن ش س.....

نازنین دخترم ماشالا هزار ماشالات باشه مامانی امروز صبح که همینطوری تو خونه با خودت بازی می کردی واسه یکی دو ثانیه نشستی عشق مامان می دونی چقدر منتظر این لحظه بودم از روزی که به دنیا اومدی اوایل می گفتم کی میتونم راحت بغلت کنم کی آیلا جونم دور خودش می غلته کی سینه خیز میره کی دمر میشه کیچهار دست وپا می ره کی میشینه کی تاتی تاتی میکنه و همینطور و کی های زیاد دیگه تا من خواسم عکس بگیرم به دمبال کافی میت رفتی که نشد اما مامان واسه ثبت دس بردار نیس از بهم زدن کابینت خسته شده بودی که رست تو اینطوری سپروندی ...
26 بهمن 1392

بالا تر

آیلا جونم دهه سوم هفت ماهگیت موفق به انجام کارای زیادی شدی که یه سریشون اینا هستن..... خانمم شلف خوشمزس آخه گاز میزنی من از دسه شما چیکار کنم خوب اینطوری به جون تی وی از اون بالا دنیا چه طوره مامان... همیشه به بابایی می گم ........امیدوارم جا کفشیو هیچ وقت کشف نکنی ...
26 بهمن 1392

28.9.92 اولین نهار سه نفری

امروز شما همراه من وبابایی سر سفره نهار نشستی و شما وبابا جون با هم نهار خوردین........ من هم  نقش دست شما رو (جهت هدایت مسیر جناب قاشق محترم ) ایفا می کردم......... به بابا جون خیلی چسبید سر سفره هر کاری بابایی می کرد شما هم انجام می دادی ....مثلا بابا دوغ خوردن شما هم می خواستی من هم از خدا خواسته ....از فرصت استفاده کردم و تند تند غذا بهت می دادم ....ماشالا کلی نوش جون کردی....بعد نهار واسه اینکه اذیت نشی...با بابا جون به سبک شما(تاتی تاتی)به پیاده روی رفتین باز من به کارای اصلی پرداختم؟!؟؟؟!!!!!!!!! آره دیگه فیلم گرفتم.
26 بهمن 1392

آهنگ مورد علاقه خانوم کوچولوی ما

نازنینم شما آهنگ شروع پیام های بازرگانی رو خیلی دوس داری......یه چیز جالب دیگه ....اینکه....وقتی به پیام بازرگانی نگاه می کنی.....مثلا تبلیغ بالابالا تا آخرشو نگاه می کنی...بعد تبلیغ بعد که شروع میشه اگه حوصلت سر رفته باشه دیگه توجه نمی کنی شبا که با بابایی شبکه تماشا رو نگاه می کنیم وقتی که یک برنامه تموم میشه می خواد برنامه بعدی شروع شه...یه موسیقی مخصوص داره که شما هر وقت می شنوی ..............می خندی.....مثل اینکه یکی واست جوک تعریف کنه.......... شعر و آهنگ های پورنگ رو هم دوست داری ...
26 بهمن 1392

دندون موشی من

دومین گاز آیلا دومین اثر دندونای نازت روی سیب شب یلدا مامان فدای این مرواریدات شه اولین بار هم پست یه لیمو شیرین رو گاز گرفتی   ...
26 بهمن 1392

276th day

سلام به آیلی ناز دخترکم چند مین پیش که تو بغلم بودی,با خودم حساب کتاب می کردم که  چند روزه با مایی,چند روزه که مامان وبابا شدیم.خانم طلا من و باباجون 276 از خدایه مهربون یه هدیه بهشتی گرفتیم. ماشالا خیلی زود می گذره..... عزیزدلم.....هزار ماشالا خیلی شیطون شدی......با بابایی بازی می کنی ....مثلا سمت بخاری که می ری بابایی میگه :آیلا اوفه نری....البته با یه تن خاص....بعد شما نشون می دی که که می خوای به سمت بخاری بری...بابا هم دنبالت می کنه ...شما هم دس پاچه می شی ...هی خودت رو رو زمین ولو می کنی.....وانمود می کنیداری به سمتش می ری....آخه یه چشت به بابا س .... انگار می خوای بدونی دنبالت می کنه یا نه......البته بابا هم مثل خو...
26 بهمن 1392

باز هم از نازدونمون

خانوم طلا !.....دو روزه که یاد گرفتی....تو تختت با گرفتن لبه های تخت بعنوان تکیه گاه بشین پاشو می ری.....گلی خانوم ....هزار ماشالا خیلی هم تند اینکار رو می کنی .....و وقتی کنار مبل می ایستادی....یا با گرفتن در کابینت می ایستادی.......صدای عجیبی tagh می اومد مثل اینکه یه چیز لاستیکی رو روی یه سطح فلزی بزنی......خوب دقت کردم...دیدم این صدا رو با تکون دادن بند اول انگشت اشاره دست راستت,(((مثل حرکتی که ما برای گفتن بیا!! با انگشت اشاره انجام می دیم,منتها نکته مهمش اینه که شما فقط بند اول رو حرکت می دی من وبابا سعی کردیم ولی اصلا نتونستیم اینکار رو انجام بدیم))))روی سطحوح ایجاد می کنی حالا از صداش خوشت میاد یا اینکه می خوای کار ...
26 بهمن 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آیلا خانم می باشد