آیلاآیلا، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 24 روز سن داره

آیلا خانم

4ماه و 15 روز وآیلا

مامانم تا امروز شما دمر میشی البته فقط از سمت راست وقتی رو شکمی عقب عقب میری کلت رو زمین میزاری و روی انگشتای پات می ایستی چیزی رو دوس داشته باشی دستای نازتو به سمتش دراز می کنی اشیا رو خیلی سریع به دس می گیری با پات بازی می کنی...... انگشتای پات رو با دستای نازت می گیری کلی آواهای جالب از خودت در می کنی اگه من زبون در آرم....شما هم تقلید می کنی البته این مال وقتی که خیلی فرش باشی وقتی حین بغل گرفتن یا بازی کردن ...جایت درد بگیره.....بوف می گی وقتی عمیق گریه می کنی دوس دارم بخورمت....آخه مامانم خیلی دوس داشتنی میشی صبح زود (آره مادرم نزدیک یک ماه صبا 6.30 بیداری.... به من نیومده طلوع آفتاب رو نبینم)کلی صدا ...
26 بهمن 1392

موهای نازت رو واسه سومین بار ....

سلام مامان جونی عزیز دلم وقتی 20 روزه بودی خودم پشت موهاتو مرتب کردم 92.5.19 صبح جمعه ای بود که من از بابا خواستم موهاتو مرتب کنه فدات شم اینم از دسته گل مامان وبابا sorryyyyyyyyyyyyyyyyyy اما بعد از تقریبا 2 ماه موهای نازت نامرتب شده بود شبیه کلاه گیس شده بود.......شما هم موهای پشت سرت رو محکم می کشیدی تا اینکه 92.7.11 شب جمعه بود به اصرار من بابا شما رو به پیرایشگاه مردانه برد؟؟؟؟؟؟؟؟ آخه مامان جون نزدیک ما آرایشگاه کودک نداشت شما دوتای رفتین......برگشتنی بابا کلی واست ماشالا کرد.........گفت کلی آروم بودی البته 5 نفر به بابا کمک کرده بودن......بابا نگه داشته....یکی سر گرمت کرد.....دو نفر هم سرت ر...
26 بهمن 1392

مانی وخاله مهتاب

سلام آلو قندی مامان بالاخره مانی اینا با کلی اصرار ما اومدن به دیدنمون آخه دلم واسه مامانم تنگ شده بود ....آقا جون هم اجازه نمی داد که بیان به همین خاطر من و بابا کلی اصرار کردیم که بالاخره اومدن گفته بودم که مانی و خاله شهلا جون وآقا جون از مشهد واست سوغاتی آوردن                                    اینارو آقا جون واست گرفته...... خیلی  آهنگش و حرکتاشو دوس می داری مامانم.... تابو نگه داشتی که عروسک نازت نیوفته؟؟؟؟؟؟؟ آیلی ....... ...
26 بهمن 1392

خاله ها.....

مانی و خاه مهتاب می گفتن هزار ماشالا ناز شدی........اما من لاغر شدم.... خاله با صدای بلند می خندید ......تو هم تند دست وپا می زدی و می خندیدی با این ادا ها علاقت رو به کار خاله نشون می دادی مانی هم....واست شعر می خوند .......یکیش این بود "نه تون بکم نه تشی       بالا آیلا بگرم و خوشی" همش تو رو محکم تو بغلش فشار می داد وبهت می گفت" قلب مانی....جگرم...." دو تاشون دوس داشتن بغلت کنن.... ولی من دعوا شون می کردم ....می ترسیدم بغلی شی مانی می گفت آیلا رو واسه خاله شهلا پست کنیم خاله شهلا و خاله حسنا تند به تند می زنگیدن و می گفتن"آیلا چه شکلی شده...... چیکار میکنه.......ببوسش........گازش بگیر.......
26 بهمن 1392

خبر......خبر...

عزیزه دلمون 4 ماه و 20 روزش بود که تونست بعد از اینکه رو شکم می افته دوباره خودشو به پشت به ندازه روزه بعد این کار رو دوبار تکرار کرد یعنی تونست یه بار به شکم بعد به پشت و دوباره به شکم شه حالا "4 ماه و25 روز "چندین دور خودش می غلته می تونه رفت البته تو ماه 4 تولدش وقتی به شکم می شد ساعت گرد و پادساعت می چرخید وقتی به پشته به کمک پاشنه پاش و کله نازش خودشو به سمت جلو پرتاب می کنه طوری که در امتداد سرش و به راستای تنش به سمت جلو می ره نازنین مامان.....وقتی به به اشو نشون می دم می دونه که قرار غذا بخوره اگه یه چیزی جلوش بذارم که دستش بهش نرسه خودشو رو زمین کاملا  پهن می کنه وبدنشو کش می ...
26 بهمن 1392

شنوایی سنجی ......خونه تکونی

مامان من یه غیبت 10 روزه داشتم..... آخه مانی اینا اومدن.....بعدش شما رو بردیم شنوایی سنجی دیر شده بود ولی کلی پیگیری کردیم تا مرکزشو پیدا کردیم شما خواب بودی که رفتیم ...خانم دکتر گفت که خوب شد باید حین تست نوزاد خواب باشه!!!!!!!! اما با صدای گریه یه کوچولو شما بیدار شدی....من وبابا شما بردیم توی پارک با هزار زحمت بعد 1 ساعت خوابوندیمت و  برگشتیم به مرکز خدا رو شکر هم چیز ok بود روز بعدش من تصمیم گرفتم خونه تکونی کنم                        شما هم خیلی کمک کردی مخصوصا به بابا در اتو کشیدن پرده حال ...
26 بهمن 1392

عیدت مبارک

                                    عزیزم اولین عید قربانت مبارک آقا قصابه اومدو گوسفند رو واسمون سر برید شما هم تا تموم شدن کار گوسفند قصد خوابیدن نداشتی با هم تو حیات صبحانه خوردیم ...
26 بهمن 1392

عید غدیر

سلام مامانم                من وبابا جون تو این روز از پیامبر عیدی خواستیم مهم ترینش ,سلامت و عاقبت بخیری شما بود نازنینم   شب هم مسجد محل مراسم جشنی داشت که شما وبابایی مهربون تشریف بردید چند تا عکس هم گرفتین                                                           ...
26 بهمن 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آیلا خانم می باشد