آیلاآیلا، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 27 روز سن داره

آیلا خانم

اندر حکایت غیبت.....

1392/11/26 13:40
نویسنده : پرنیان
208 بازدید
اشتراک گذاری

عزیزم بعد از اینکه شما 5 ماه 19 روزت شد بالاخره ما تصیمیم گرفتیم یه سری به زادگاهمون بزنیم......

بماند که چقدر همه بی صبرانه منتظر دیدن روی ماهت بودن......

تا دقیقه 99 من نمی دونستم که آیا می ریم یا نه با این وجود بارو بندیل سفر رو بستم

خانم گلی شما هم خیلی کمک کردی...

ابته فندقم شب قبل بابای موهاتو یه صفا داده بود....صفا چه عرض کنم..

خودشو عمو آرایشگره    یه گل....نه ....یه دسته گل کاشته بودن تو عکس بالای معلوم

من خیلی ناراحت شدم 1 ساعت بغض کردمو...بعدش

با اون خندش.....ببین گلم !!!!قبلش چه ناز بودی ...هزار ماشالات باشه

با اون ابتکارش.....

دیدی تو رو خدا....صندلیو داشته باش... ه ه ه ه  هه هه هه

خلاصه رفتیمو بعد ......یکم هم در مسیر برگشت بودیم

رفتنی 4 ضهر را افتادیم شما بعد از نیم ساعت که بیدار بودی

تا خونه خاله مهتاب یعنی 5 ساعت خواب بودی....فکر کنم چون شب بود دختر خوبی بودی

آخه برگشتنی تیکه تیکه می خوابیدی

ورودی اهواز بود که بیدار شدی یه توقف کوتاه داشتیم که منو شما بیام جلو پیش بابا جون

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (1)

خاله شهلا
24 آذر 92 12:18
جوجه من توهرجور باشی خوشملی وای ک من بعد6ماه دیدمت ماشالا چقدناز شده بودیوشیطوووووون میبوسمت
پرنیان
پاسخ
حالا ما دلمون برات تنگیده
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آیلا خانم می باشد