نخ خوردی
یکی از صبح های زیبای پاییز
طبق معمول مشغول کار بودم که متوجه شدم توجهت به یه نخ جلب شده...فقط 6 تا 7 ثانیه بعدش اومدم بردارم دیدم نیس !!!!!!!!!!!!!!!
بهت نگاه کردم دیدم انگار داری چیزی رو می جویی؟!؟؟؟؟
از اون عملیات انتهاری که مامانا انجام می دن سعی کردم دهانتو باز کنم.....
به سختی تونستم بیرون بکشم....بله خانمی در حال خوردن نخ بودین
اینم عکسش
امروز صبح کا شما سوپ میل می کردی متوجه شدم داری چیزی رو می جوی
با خودم گفتم لابد برنجه...اما حین خوردنت متوجه شدم نه یه تکه سفید
با کلی ادا واطوار از دهانت بیرونش آوردم
متاشفانه وقتی سوپتو میکس کرده بودم یه تکه از غضروف ماهیچه توش مونده بود
انگشت اشاره بابای هم بعنوان اسکیل
خدا رو شکر بخیر گذشت 
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


نخ خوردی
