از همه ممنونیم
گفته بودم که واسه تولدت به کرمانشاه رفته بودیم
اولین حمامتو مانی وخاله ویدا دادن
مانی دوس داشت قنداقت کنیم ولی خودت زیاد مایل نبودی
کلی عکسای خوف داشتم
ولی متاسفانه همه شون تو لبتاب خودم بود که حالا پوکیده

همن یکی رو تو گوشیم داشتم واست
گذاشتم
حالا بریم کرمانشاه از خاله شهلا می گیرم اونم یه سری عکس ازت داره

مانی خیلی زحمت افتاد
همینطور خاله ویدا و
خاله شهناز که هر صبح لباساتو عوض می کردوبدنتو با روغن ماساژ می داد
البته خاله مهتاب هم هفته دو تولدت اومد کلی شبا به من کمک می کرد تو رو آروم میکرد تا من بخوابم
دای مسلم هم هر صبح به دیدنت می اومدو می بوسیدت و واست شعر می خوند
خاله شهلا با وجودیک امتحان داشت تو پذیرایی از مهمونا کمک می کرد و اتاقشو به من تو داده بود
خاله حسنا هم در گیر پروژه و امتحاناش بود ولی گه گدای به ما سر میزد
می گفت دلش واسه تو تنگ میشه
زندای زهرا هم چند بار قنداقتو شست
دس گلش درد نکنه
زن غمو ف؟؟؟؟؟ هم واسمون حلیم وسوپ درس کرد
لطف های خالهفاطمه هم که فراموش نشدنیه


از همه ممنونیم
