آیلا وبابک
مامان بعد از اینکه بابک 4 ماه و سه روزش شده بود ,بالاخره به دیدنش رفتیم
اما از اونجایی که ماشالا شما خیلی شیطنت می کردی ....من هم توانایی کنترلت رو
نداشتم ...نتونستیم زیاد بونیم.....خاله سارا از شما و بابک عکس گرفت ....بعد
از
چند روز واسم ایمیلش کرد.....تو عکس که بابک جونو دیدم. انگار اولین باری بود که می
دیدمش...از بس خونه خاله سارا ,چشم به شما بود که خرابکاری نکنی, قیافه بابک درس
حسابی یادم نبود..........هزار الله اکبر واسه بابک...پسرمون ...آقا و متین و دوس داشتنی بود
خدا واسه بابا ومامانش حفظش کنه

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


آیلا وبابک
